در آبادی «معدن آباد»افزایش بی رویه قیمت اجناس و کالاها راه صعودی خودش را در پیش گرفته! برخی معتقدند چون دستمزد کارگران بیشتر شده در نتیجه قیمت روی محصول نهایی تاثیر فراوان گذاشته است و برخی عوامل خارجی را دخیل می دانند.
«ممل» که مردی زحمتکش و ساده دلی بود به عیال خودش گفت: عیال! نمی دانی چه خبر شده! قیمت مرغ و گوشت قرار نیست یک مقداری ثابت بماند! گویا در مسابقه دو شرکت کرده اند و قیمت ها از یکدیگر گوی سبقت را می ربایند.
«عیال ممل»گفت: شکرخدا که هنوز هست و اگر نبود چه می کردیم!
«ممل» گفت: یادم هست پدرم می گفت: قدیما چون یخچالی نبود و مردم هم خیلی گوشت نمی خریدند، وقتی به مغازه قصابی می رفتند، به قصاب می گفتند: صد گرم یا دویست گرم گوشت بده! و وقتی می خریدند برای یک یا دو وعده مصرف می کردند.
«عیال ممل» نگاه هوشمندانه ایی کرد و گفت: نکند کار ما هم به آنجا هم می رسه که وقتی به مغازه قصابی می رویم و به جای یک یا دو کیلو گوشت بگوییم ربع کیلو یا نیم کیلو بیشتر نده!
«ممل» پاسخ داد: نمی دانم! ولی شاهد بودم که چند نفری نیم کیلو بیشتر گوشت نمی خریدند!!
