گفتگو با بانویی ایستاده در تلاقی منطق اعداد و شور واژه ها: اعداد را در جامه‌ی غزل می‌آراستم

«به نام آنکه لوح و قلم را به ما آموخت؛معلمی، نه یک شغل، که یک “سلوک” است.
ما در این مسیر، عمری را صرف صیقل دادن الماس روح فرزندان این مرز و بوم می‌کنیم.
به گزارش پایگاه خبری افق بافق؛ هفته معلم، بهانه‌ای نیست برای ستایشِ معلمان؛ بلکه فرصتی است تا بار دیگر در برابر آن روح بزرگی که جرأت آفریدن آینده را به دانش آموزان بخشیده، سر تعظیم فرود آورد.
«صدیقه آقابابایی» آن گونه که خود می گوید؛ بانویی که در تلاقی “منطق اعداد” و “شور واژه‌ها” ایستاده‌ است »
در شناسنامه‌ی حرفه‌ای‌ام، سال‌ها در قامت معلم حسابداری، نظم را مشق کرده‌ام؛ اما در شناسنامه‌ی قلبی‌ام، همواره به دنبال کشف واژه ها بوده‌ام. مسیری که پیموده‌ام، سیری میان سکوت عارفانه‌ی کتابخانه‌ها وکارگاه ها و همهمه‌یِ پرشور کلاس‌های درس بوده است.

اعداد را در جامه‌ی غزل می‌آراستم

 

سالیانی هنرآموز حسابداری بودم و کلاس‌هایم را با طعم شعر، چون باغی پرگل، دلربا می‌ساختم؛ اعداد را در جامه‌ی غزل می‌آراستم تا هنرجویانم با شوق بیاموزند و خاطره‌ای ابدی بسازند. زمانی در کارگاه‌های هنرستان عصمتیه، دبستان دختران هنرمند را برای ساختن آینده هدایت می‌کردم و امروز در سنگر سرپرستی خوابگاه “حضرت معصومه(س)”، سنگ صبور رویاهای دختران این سرزمین هستم.

معلمی ریشه دواندن در جان آدم‌هاست

همیشه یک حقیقت را زمزمه کرده‌ام: «معلمی، معلم کلاس بودن نیست؛ معلمی ریشه دواندن در جان آدم‌هاست.»
با افتخار تاکنون چهار عنوان کتاب شعر منتشر کرده‌ام تا ثابت کنم عددها هم می‌توانند شعری بخوانند و حساب زندگی، فراتر از جمع و تفریق‌های ساده است.

افق بافق: چه عامل یا عواملی باعث شد به شغل معلمی علاقه‌مند شوید؟
«معلمی برای من هرگز یک انتخاب شغلی صرف نبود؛ بلکه یک “فراخوان درونی” برای جاری شدن بود.
شوق شعر و ادبیات چون رودخانه‌ای خروشان، مرا به ساحل معلمی رساند؛ جایی که می‌توانم با واژه‌ها، جهان شاگردان را نقاشی کنم.
آرزویم این بود ستون‌های دانش را با رنگ شعر بیارایم، ذهن‌ها را چون آسمانی پرستاره روشن سازم و از هر درس، شعری از امید ببافم.
معلمی برایم چون رقصی شاعرانه با آینده است: کاشتن عشق در دل‌ها تا میوه‌اش، تمدنی شکوفا شود.
من سال‌ها در خلوت کتابخانه‌ها، جان قصه‌ها را چشیده و در دفاتر حسابداری، به نظم جهان نگاه کرده ام. “معلمی”، قابلیتِ خلق کردن است.

معلمی در متن اصلی زندگی نسل جوان جریان دارد


معلمی، همان نویسندگی است؛ با این تفاوت که در کتاب، من با واژه‌ها کلمه می‌سازم و در کلاس و خوابگاه، با انسان‌ها “معنا” می‌سازم.
دیدن لحظه‌ای که چشمان یک شاگرد با فهمیدن یک مفهوم یا کشف یک استعداد می‌درخشد، زیباترین شعری بود که هرگز نتوانستم روی کاغذ بیاورم. من معلم شدم چون می‌خواستم در متن اصلی زندگی نسل جوان، نقش داشته باشم.»

فرصت دیدنِ “خود دانش‌آموز” به حاشیه می‌رود

افق بافق: مهم‌ترین مشکلات یا چالش‌هایی که در حرفه‌ی معلمی با آن‌ها روبه‌رو هستید چیست؟
«بزرگترین چالش، “غلبه‌ی فرم بر محتوا” و “عدد بر انسان” است. در سیستم آموزشی ما، گاهی آنقدر درگیر بخشنامه‌ها، آمارها، صورت‌جلسه‌ها و نمره‌ها می‌شویم که فرصت دیدنِ “خود دانش‌آموز” به حاشیه می‌رود. به عنوان کسی که رشته‌ام حسابداری بوده، ارزش اعداد را می‌دانم، اما در کلاس درس، “انسان” است که باید محاسبه شود، نه فقط نمرات.

سرعت تغییرات فرهنگی نسل جدید

چالش دیگر، سرعت تغییرات فرهنگی نسل جدید است که نه با دستورالعمل‌های کهنه‌ی اداری، که تنها با “گفتگو” و “انعطاف” قابل مدیریت است. گاهی حس می‌کنم ما در حالِ دویدن در مسیری هستیم که نقشه‌ی آن، متعلق به دهه‌ها پیش است.»
معلمی چون دریانوردی در اقیانوسی طوفانی است: کمبود ابزارهای آموزشی پیشرفته شلوغی کلاس‌ها که هر معلم را در برابر دریایی از دانش‌آموزان بی‌پناه می‌سازد و بار روانی ناشی از حقوق اندک و انتظارات بی‌انتها، مهاجرت نخبگان و …از جمله عواملی هستند که جریان دانش را مختل کرده و شور معلمی را به خستگی بدل می‌سازد.

انسان محوری در ساختار

افق بافق: چه انتظارات یا پیشنهادهایی به مسئولان مربوطه برای رفع این مشکلات دارید؟
پیشنهادم “انسان‌محوری در ساختار” است. مسئولان عزیز، معلم را یک “مجری بی‌اختیار دستورات” نبینید؛ او را یک “معمار صاحب‌نظر” در امور تربیتی بدانید. انتظار دارم فضای اداری آموزش ‌و پرورش، به نفع فضای تربیتی آن سبک‌بال شود. تا زمانی که حجم “بوروکراسی” و کاغذبازی‌های وقت‌گیر، انرژی روانی معلم را می‌مکد، خلاقیت امکان شکوفایی ندارد.

به معلمان امنیت معنایی بدهید

به ما معلم‌ها “امنیت معنایی” بدهید تا بتوانیم تکیه‌گاه محکمی برای فرزندان این سرزمین باشیم. ما نیاز به بازگشت کلاس به جایگاه “گفتگو” داریم، نه فقط “تکلیف”. انتظار داریم مسئولان چون معماران آینده، بنای آموزش را استوار کنند: تخصیص بودجه عادلانه برای حقوق شایسته و تجهیزات هوشمند، برنامه‌های حمایتی روانی برای معلمان و سیاست‌هایی برای جذب استعدادها به حرفه‌ی مقدس معلمی.

پیشنهاد تشکیل شورای مشورتی

پیشنهاد می‌کنم شوراهای مشورتی معلمان تشکیل شود تا صدای ما چون آوایی رسا، راهکارها را شکل دهد و آموزش ایران را به قله‌های والای جهانی رساند و در پایان این که “هفته‌ی کشفِ استعدادها و روز پاسداشت فرزانگی بر تمام معلمان ایران‌زمین مبارک باد.»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا