
به گزارش پایگاه خبری افق بافق؛ دوربینهای شکاری هر روز دقیقتر میشوند، اسلحهها و فشنگها کشندهتر، می شود. پرسش همچنان پابرجاست: آدمی چگونه میتواند در چشمان حیوانی بنگرد و ماشه را بچکاند؟ چقدر باید دلِ سختی داشت تا از پشت دوربین، گامهای آرام یک گوسفند یا کل کوهی را دید و بیاعتنا به برّهاش، انگشت بر ماشه نهاد؟ چگونه ممکن است یک چشم را بر حقیقت بست و چشم دیگر را بر شکار گشود، تا تیر به خطا نرود و دل به گناه رود؟ قلب انسان تا چه اندازه میتواند غبار بگیرد که از دیدن خرامیدن کبکی در بیابان لذت ببرد، و لحظهای بعد، همان دشت را به سه قطره خون رنگین کند؟ تا کجا میتوان در آسمانِ دل ابر کاشت و آبی آسمان را از پرنده گرفت، و از چوب درخت، قفسی ساخت برای پرواز؟بر اساس آمارهای رسمی، در کمتر از نیم قرن اخیر، نیمی از گونههای جانوری زمین منقرض شدهاند. خشکسالیها و گرمای زمین نیز حیات را برای بازماندگان دشوارتر کرده است. در همین زمینه، گفتوگویی داشتیم با مردی که روزی شکارچی بود، اما امروز همیار محیط زیست است. صبح روز دوشنبه، چهارم بهمنماه، ساعت00 :۱۰ صبح، با هماهنگی رییس اداره محیط زیست، در محل اداره حضور یافتم. وقتی مردی میانسال از در وارد شد، هرگز حدس نمیزدم شکارچی باشد. او «حسین شبانزاده»، بازنشسته شرکت سنگآهن بافق است؛ مردی که سالها پیش در کوه و بیابان، ردّ گوسفندان کوهی را دنبال میکرد، اما اکنون ردّی از نیکی در طبیعت بر جای میگذارد.
شکار برایم لذتبخش شد
شبانزاده از گذشته خود چنین یاد میکند: از کودکی همراه پدرم با تله به شکار گوسفندان کوهی میرفتم و همانجا فنون شکار را آموختم. در هجدهسالگی به عنوان کولهکش با شکارچیان قدیمی همراه میشدم تا اینکه نخستین گوسفند نر را خودم شکار کردم و از آن زمان شکار برایم لذتبخش شد.
با وجود زیبایی آن صحنه، هر دو را شکار کردم
او میگوید همیشه سعی میکرد گوسفندان ماده را شکار نکند و انصاف را رعایت کند: روزی در کمین نشسته بودم. دو گوسفند نر کهنسال برای نوشیدن آب آمدند؛ یکی نوشید و دیگری منتظر ماند، سپس جایشان را عوض کردند. با وجود زیبایی آن صحنه، هر دو را شکار کردم و گوشتشان پنج کوله شد.
تا غروب گریه کردم
در حین خاطرهگویی، اشک از چشمانش سرازیر میشود: بار دیگر به گوسفند نر کوهی شلیک کردم، اما بیآنکه بدانم، گوسفند مادهای هم تیر خورد. تا غروب گریه کردم و به دوستم گفتم اگر میخواهد گوشتش را ببرد؛ وگرنه همانجا بگذارد. تنها همان یکبار بود که ندانسته گوسفند مادهای شکار کردم.
او خاطرهای دیگر را چنین روایت میکند:روزی گوسفندی را شکار کردم و سوار ماشین شدم. حدود سه دقیقه بعد محیطبانان از همان مسیر گذشتند و دوستی را که گوشت گوسفند ماده به همراه داشت، دستگیر کردند. آنروز فهمیدم چون من گوسفند ماده را نزده بودم، خدا هم مرا بیآبرو نکرد و سالم از مسیر گذشتم.
اگر شکار میروی، مردانه شکار کن، نه نامردانه
شبانزاده تأکید میکند اگر شکار میروی، مردانه شکار کن، نه نامردانه. شکار حیوان ماده یا در زمان زایمان، ظلم به طبیعت است.
او میافزاید: شاید همین انصاف و رعایت حد بود که در این ۳۵ سال، اجازه نداد حتی یکبار دستگیر شوم.
باورها و اصول اخلاقی
شکارچی گفت: شکار اگر با مردانگی همراه نباشد، ستم است. هیچگاه حیوان تشنه را نزدم و در ماههای محرم، رمضان، صفر و فصل زایمان گوسفندان هرگز به شکار نرفتم. متأسفانه برخی افراد برای کسب درآمد، گوشت شکار را میفروشند و حتی جنس حیوان برای آنان اهمیت ندارد.
اما نقطه عطف زندگی او، در سفر حج رقم خورد
او ادامه داد: سال ۱۳۹۴ وقتی در برابر خانه خدا ایستادم، ناگهان تمام صحنههای شکار همچون فیلمی از جلوی چشمانم گذشت. همانجا زانو زدم و توبه کردم. پس از بازگشت، برخی تصور میکردند هنوز شکار میکنم، اما واقعاً از ته دل توبه کرده بودم.
آرامش را بر ثروت ترجیح دادم
او از خوابهای تکرارشوندهای میگوید: در خواب میدیدم سید شکاربانی مرا دستگیر کرده، اما فرار میکردم. روزی به اداره محیط زیست رفتم و پرسیدم آیا اینجا فرد سیدی کار میکند؟ گفتند بله، رییس اداره، سید موسوی است. وقتی او را دیدم، شوکه شدم؛ همان چهرهای بود که در خواب دیده بودم. برای او تعریف کردم و گفتم دیگر شکار نمیکنم. او مرا تشویق کرد و به عنوان همیار محیط زیست پذیرفت. همان روز تفنگ مارکم با دوربین آلمانی را که ۱۳ میلیون تومان فروختم تا هیچ وسوسهای باقی نماند. حالا همان تفنگ چند صد میلیون تومان میارزد، اما من آرامش را بر ثروت ترجیح دادم.
سبب نجات من از گناه شد
او لبخند میزند و ادامه میدهد: از آن زمان با آقای موسوی و خانوادهاش رابطه صمیمانه داریم. همسرم روزی صد بار برای او دعا میکند که سبب نجات من از گناه شد.
نشانه حکمت خداست
“شبانزاده” درباره حیاتوحش نیز با علاقه توضیح میدهد: در اوایل آبان، حشرهای به نام “دودو”روی بدن گوسفندان ظاهر میشود که به آن ها آسیبی نمیزند. در بهار، کلاغها از آن تغذیه میکنند. حرکت این حشرات، لرزشی ایجاد میکند که موجب گرم شدن بدن گوسفند است و این نشانه حکمت خداست.
زندگی بدون آزارِ طبیعت، برکت بیشتری دارد
او در پایان میگوید:خوشبختانه فرزندانم نیز امروز همیار محیط زیستاند. تنها توصیهام به جوانان این است که سمت شکار نروند؛ زندگی بدون آزارِ طبیعت، برکت بیشتری دارد.
رییس اداره محیط زیست نیز در پایان افزود:”حسین شبانزاده” در بیشتر مأموریتها و شناسایی مسیرها همراه ماست و بهعنوان راهنمایی دلسوز و آگاه، کمک زیادی به مجموعه ما میکند.
حدیثه امیریان

