وقتی جاده‌ها با فرزندانمان بازی می‌کنند؛ بازخوانی حادثه‌ی تلخ بافق»

چند روز پیش، خیابان‌های بافق بار دیگر شاهد صحنه‌ای دلخراش بود. صدای برخورد مهیب خودروها، نه تنها آهن و شیشه را متلاشی کرد، که آرامش و آینده‌ی چند خانواده را در هم کوبید. این حادثه، فراتر از یک تصادف ساده، هشداری بود که نباید از آن گذشت.
این بار هم، کورسِ سرعت و هیجانِ کاذب، دست‌به‌دستِ «بی‌تفاوتی» دادند تا عزیزانی در میانِ بیم و امید برای بقا، بر روی تخت‌های بیمارستان بجنگند.
اما سوال اصلی اینجاست: تا کجا قرار است به این چرخه از بی‌مسئولیتی و چشم‌پوشی‌ها ادامه دهیم؟
روی سخنم با والدین است. چرا وقتی فرزندمان کلید خودرو یا موتوری را برمی‌دارد تا «خیابان‌گردی» را با میدانِ مسابقه اشتباه بگیرد، از خودتون پرسیده اید «او با جانِ خودش و دیگران چه می‌کند؟» این که جوانان ما، خیابان را با پیستِ رالی اشتباه می‌گیرند، تنها تقصیر آن‌ها نیست؛ این بازتابِ غفلتِ ماست. زمانی که «اقتدارِ تربیتی» جای خود را به «تسلیمِ مطلق» می‌دهد، خروجی کار، همین صحنه‌های دلخراش خواهد بود.
والدین عزیز! خودرو، وسیله‌ی جابه‌جایی است، نه ابزارِ قمار با مرگ. اجازه ندهید غرورِ کاذب یا مقایسه‌های اجتماعی، منطقِ شما را از کار بیندازد. قبل از آنکه صدای آمبولانس، مقابلِ خانه‌ی شما ترمز کند، کمی «والد» باشید. به آن‌ها بیاموزید که مردانگی در سرعت نیست، در «مسئولیت‌پذیری» است.
بیایید قبل از آنکه شهر، دوباره داغدارِ یک بی‌احتیاطی دیگر شود، ترمزِ این بی‌مسئولیتی را بکشیم. فرزندان ما امانت‌اند؛ نگذاریم این امانت‌ها زیر چرخ‌های «غفلتِ ما» و «هیجانِ آن‌ها» خرد شوند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا