آفتاب و لگن هفت دست؛ شام و ناهار هنوز معلوم نیست!

دکتر محمدحسین تشکری بافقی صاحبامتیاز و مدیرمسئول:
آفتاب و لگن هفت دست؛ شام و ناهار هنوز معلوم نیست!
تأملی بر همزمانی گلایه از کمبود منابع عمرانی و هزینهکرد برای رویدادهای شهری
آفتاب و لگن هفت دست؛ شام و ناهار هنوز معلوم نیست!
مسئله جشنواره خرما نیست؛ پرسش شهروندان درباره اولویتبندی منابع و ضرورت شفافیت در هزینهکرد بودجه شهری است.
میگویند روزی مردی برای مهمانی، حیاط خانه را آبوجارو کرد، دیگ بزرگی برپا کرد، سفرهای رنگین انداخت و همه چیز را برای پذیرایی آماده ساخت؛ اما وقتی مهمانان رسیدند، معلوم شد برای شام چیزی در دیگ نیست! صاحبخانه با خونسردی گفت: «مهم این است که سفره را خوب چیدهایم!»
حکایت شاید طنز باشد، اما یک پرسش جدی را به ذهن میآورد: در مدیریت شهری، آیا پیش از هر چیز نباید دید چه چیزی ضروریتر است؟
در روزهای اخیر، دو موضوع در فضای عمومی بافق بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است؛ از یک سو، سخنان برخی اعضای شورای اسلامی شهر درباره عدم پرداخت بهموقع عوارض از سوی معادن و تأثیر آن بر روند اجرای برخی طرحهای عمرانی و از سوی دیگر، برگزاری جشنواره خرما با هدف معرفی ظرفیتهای این محصول و هزینههایی که برای برگزاری آن صرف شده است.
کنار هم قرار گرفتن این دو موضوع، فارغ از هرگونه قضاوت درباره درست یا نادرست بودن تصمیمها، یک پرسش طبیعی و قابل طرح برای شهروندان ایجاد میکند: منابع محدود مدیریت شهری چگونه و بر اساس چه اولویتهایی تخصیص پیدا میکنند؟
وقتی از کمبود منابع سخن گفته میشود
در نیمه مردادماه و در آیین ضیافت تجلیل از خبرنگاران که در محل رستوران تازهتأسیس شهرداری در مجموعه بوستان آبشار برگزار شد، برخی اعضای شورای اسلامی شهر بافق درباره وضعیت درآمدی شهرداری و آثار ناشی از عدم پرداخت بهموقع عوارض معادن سخن گفتند.
بر اساس اظهارات مطرحشده در آن نشست، بخشی از طرحهای عمرانی با کندی مواجه شده و عملیات مربوط به مرمت، بهسازی معابر و برخی امور عمرانی نیز تحت تأثیر محدودیت منابع مالی قرار گرفته است.
طبیعی است که تحقق درآمدهای قانونی شهرداری و پرداخت بهموقع عوارض، در اجرای برنامههای مصوب و ارائه خدمات شهری مؤثر باشد. با این حال، آنچه برای افکار عمومی اهمیت دارد، صرفاً بیان مشکل نیست؛ بلکه اطلاع از راهکار، میزان منابع، نحوه هزینهکرد و اولویتهای تعیینشده است.
جشنواره خرما؛ فرصت یا هزینه؟
از سوی دیگر، برگزاری جشنواره خرما را نمیتوان صرفاً از منظر هزینه مورد ارزیابی قرار داد. معرفی ظرفیتهای کشاورزی، اقتصادی و گردشگری بافق، حمایت از تولیدکنندگان و ایجاد زمینه برای شناساندن محصولات بومی، میتواند در صورت طراحی و اجرای مناسب، آثار مثبتی برای شهر داشته باشد.
اما سؤال اصلی همچنان پابرجاست: هزینه انجامشده برای این رویداد چه میزان بوده و این هزینه در مقایسه با سایر نیازهای ضروری شهر، بر چه مبنایی در اولویت قرار گرفته است؟
پاسخ به این سؤال، الزاماً به معنای زیر سؤال بردن اصل جشنواره نیست؛ بلکه بخشی از مطالبه طبیعی شهروندان درباره شفافیت مالی و نحوه تصمیمگیری مدیریت شهری است.
حق مردم برای دانستن
مدیریت شهری با منابع عمومی سروکار دارد و هر تصمیم مالی آن، خواه در حوزه عمرانی باشد و خواه فرهنگی، اجتماعی یا تبلیغاتی، میتواند برای شهروندان موضوع پرسش باشد.
از این منظر، شفافسازی درباره میزان هزینه جشنواره، منابع تأمین اعتبار آن، اهداف تعیینشده، دستاوردهای مورد انتظار و همچنین وضعیت پروژههای عمرانی نیمهتمام، نه تنها امر نامطلوبی نیست، بلکه میتواند به افزایش اعتماد عمومی کمک کند.
مسئولین میزان مطالبات و طرح های شهری اطلاعات روشن ارائه کنند
همچنین اگر درآمدهای ناشی از عوارض معادن مطابق زمانبندی مورد انتظار وصول نشده است، شایسته است مسئولان مربوط، درباره میزان مطالبات، وضعیت وصول و تأثیر آن بر بودجه و پروژههای شهری نیز اطلاعات روشن و مستندی ارائه کنند.
«چراغی که به مسجد رواست…» یا ضرورت اولویتبندی؟
در فرهنگ عمومی، ضربالمثل «چراغی که به مسجد رواست، به خانه حرام است» ناظر بر یک اصل ساده است: در شرایط محدودیت منابع، نیازهای ضروری باید در اولویت قرار گیرند.
با این حال، قضاوت درباره اینکه یک هزینه شهری ضروری، مؤثر یا قابل تأخیر بوده است، نیازمند دسترسی به اطلاعات دقیق و اسناد مالی است؛ نه صرفاً شنیدهها و برداشتهای عمومی.
از همین رو، شاید به جای آنکه موضوع به تقابل میان «جشنواره» و «عمران شهری» تبدیل شود، بهتر باشد مسئله اصلی را شفافیت در اولویتبندی و پاسخگویی درباره نحوه هزینهکرد منابع عمومی بدانیم.
مردم، داور نهایی عملکردها
شهروندان بافقی بیش از هر چیز انتظار دارند میان سخنان مسئولان و عملکرد دستگاههای شهری هماهنگی وجود داشته باشد. اگر کمبود منابع مالی وجود دارد، مردم باید بدانند چرا و در چه بخشهایی هزینهها انجام میشود؛ و اگر منابع کافی وجود دارد، باید مشخص شود چرا برخی طرح ها همچنان در انتظار اعتبار هستند.
بیتردید هیچکس مخالف توسعه فرهنگی، معرفی ظرفیتهای بومی یا برگزاری رویدادهای شهری نیست. سخن بر سر تقدم و تأخر، ضرورت، اثربخشی و شفافیت است.
اکنون شاید بهترین زمان باشد که شهرداری و شورای اسلامی شهر با ارائه اطلاعات روشن و مستند، به پرسشهای موجود پاسخ دهند؛ چراکه شفافیت، نه تهدید مدیریت شهری، بلکه یکی از مهمترین ابزارهای افزایش اعتماد عمومی است.
واقعیتها همانگونه که هست برای آنان بیان شود؛
در نهایت، مردم انتظار دارند واقعیتها همانگونه که هست برای آنان بیان شود؛ تا میان آنچه گفته میشود و آنچه در عمل مشاهده میکنند، فاصلهای ایجاد نشود.
مسئله، برگزاری یک جشنواره یا اجرای یک طرح نیست؛ مسئله این است که شهر بداند منابع شهر چگونه، چرا و بر اساس کدام اولویتها هزینه میشود.




