
به گزارش پایگاه خبری افق بافق؛ گاهی فشارهای اقتصادی و قوانین مالیاتی، به جای آنکه محرک رونق تولید باشند، به سدی سخت در برابر کسبوکارهای ریشهدار تبدیل میشوند. داستان آهن آلات «غلامعلیپور» در شهرستان بافق، قصهی تلخِ همین تقابل است؛ کسبوکاری با ۳۰ سال سابقه که زیر بارِ سنگینِ مطالبه مالیات بر ارزش افزوده برای سالهای ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱، در آستانه فروپاشی قرار گرفت و سرانجام به بهای حراج داراییهای شخصی، مجبور به عقبنشینی از چرخه تولید و اشتغال شد. خبرنگار هفته نامه افق کویربه سراغ ” حسن غلامعلی پور” مدیر آهن آلات رفته و با وی به گفتگو پرداخته که در ادامه می خوانید:
مالیاتی که جان و مال را به تاراج برد
“غلامعلیپور” با اندوهی عمیق از سالهای تلاش خود گفت: طی سه دهه، با زحمت و مرارت فراوان این آهنفروشی را سرپا نگه داشتم؛ اما از دو سال پیش، فشار مالیات و عوارض ارزش افزوده چنان سنگین شد که عملاً هرچه در تمام این سالها اندوخته بودم، صرفِ پرداخت بدهی مالیاتی شد.
وی درباره جزئیات این مطالبه مالیاتی افزود: ابتدا مبلغ ۱۲ میلیارد تومان مالیات برای بنده تعیین شد که پس از رایزنیهای بسیار، در نهایت به مبلغ ۲ میلیارد و ۴۰۰ میلیون تومان تقلیل یافت. برای تأمین این مبلغ، راهی جز فروش داراییهای شخصی و کاریام نداشتم؛ دو دستگاه جرثقیل و نیسانِ مجموعه را فروختم و حتی طلاهای همسرم را نیز برای پرداخت بدهی دارایی به حراج گذاشتم.
سکته و تعدیل؛ بهای سنگینِ بدهی
این کاسبِ باسابقه، از فشارهای روانی ناشی از این وضعیت چنین روایت کرد و گفت: وقتی رقمِ مالیاتِ تعیینشده را دیدم، دو بار دچار سکته شدم. اداره مالیاتی اصرار داشت که در صورت عدم پرداخت فوری، حسابهای بانکیام مسدود خواهد شد. آنها برای پرداخت این بدهی سنگین، تنها یک روز مهلت دادند و تهدید کردند که در صورت تأخیر، جریمهها دو تا سه برابر خواهد شد؛ من هم ناچار شدم به هر طریقی که بود، مبلغ را واریز کنم.
وی درباره تبعات این فشار بر کسب وکار بیان کرد: در این آهنفروشی پنج نفر مشغول به کار بودند، اما اکنون تنها یک نفر باقی مانده و ناچار شدم مابقی نیروها را تعدیل کنم.
دیگر امیدی به بازگشت نیست
“غلامعلیپور” در پاسخ به این پرسش که آیا برای آینده برنامهای دارد، با ناراحتی گفت: متأسفانه این اتفاق کمرِ مرا شکست. دیگر توانِ شروعی دوباره را ندارم؛ نه از نظر جسمی و نه از نظر روحی، دیگر توانی برایم نمانده است.
وی در پایان، خطاب به مسئولین شهرستان میگوید: اگر مسئولین واقعاً خواهان تداوم فعالیت کسبه بودند، نباید چنین فشاری به ما وارد میکردند. اکنون اگر حتی آن ۲ میلیارد تومان را هم بازگردانند، دیگر فایدهای ندارد؛ چرا که داراییهایی را که فروختم، با این پولِ بیارزش شده هرگز نمیتوانم دوباره تهیه کنم. قطارِ زندگی کاریِ من، دیگر از ریل خارج شده است.
گفتگو: محمد حسین تشکری
تنظیم: حدیثه امیریان

