اجتماعی

مدیریت شهری؛ حل مسئله یا عکس یادگاری؟

زینب میرعلمیزمان مطالعه: ۳ دقیقهبافق
اشتراک‌گذاریایتاتلگرامواتساپایکس

مدیرمسئول افق بافق در یادداشتی انتقادی با عنوان «حل مسئله یا عکس یادگاری؟» نوشت: سرمایه اصلی مدیریت شهری اعتماد مردم است و این اعتماد با تصویر و خبر ساخته نمی‌شود؛ شهروندی که هر روز با ترافیک، خدمات شهری و فشار معیشتی دست‌وپنجه نرم می‌کند، از مسئولان جلسه و عکس نمی‌خواهد، نتیجه می‌خواهد؛ نتیجه‌ای که با پاسخ روشن به چند پرسش ساده ـ مشکل چیست، راهکار کدام است، مجری کیست و زمان اجرا چه موقع است ـ به دست می‌آید.

مدیریت شهری؛  حل مسئله یا عکس یادگاری؟

دکتر محمد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌حسین تشکری بافقی صاحب‌امتیاز و مد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌یرمسئول:

مدیریت شهری؛ حل مسئله یا عکس یادگاری؟

مردم از مسئولان، جلسه و عکس یادگاری نمی‌خواهند؛ آنان نتیجه می‌خواهند. شهروندی که هر روز با ترافیک، مشکلات خدمات شهری، مسائل آموزشی و فشارهای معیشتی دست‌وپنجه نرم می‌کند، بیش از آنکه به دیدن تصاویر متعدد از نشست‌ها و دیدارها نیاز داشته باشد، منتظر تصمیمی است که واقعاً بخشی از مشکلات زندگی‌اش را حل کند.

جلسه‌ای برای حل مشکل یا تصویری برای آرشیو؟

مدیریت شهری، بی‌تردید عرصه تعامل، گفت‌وگو و رایزنی است. دیدار مسئولان با مردم، مدیران دستگاه‌های اجرایی، نمایندگان نهادها و فعالان اجتماعی نیز می‌تواند بخشی از فرآیند مدیریت صحیح باشد. اما مسئله از جایی آغاز می‌شود که جلسه، خودِ هدف شود و نه مقدمه‌ای برای حل مسئله.

گاهی در فضای عمومی شهر این احساس شکل می‌گیرد که تعداد جلسات، دیدارها و تصاویر منتشرشده از مسئولان، از گزارش اقدامات ملموس و نتیجه تصمیم‌ها بیشتر است. اگر چنین برداشتی در میان شهروندان ایجاد شده باشد، باید آن را جدی گرفت؛ زیرا سرمایه اصلی مدیریت شهری، اعتماد مردم است و اعتماد نیز بیش از آنکه با تصویر و خبر ساخته شود، با نتیجه و عمل شکل می‌گیرد.

فرض کنیم ترافیک یکی از معابر شهر به مشکلی جدی تبدیل شده است. برگزاری چند جلسه با حضور مسئولان مختلف، گرفتن عکس و انتشار خبر، به خودی خود ترافیک را کاهش نمی‌دهد. شهروند زمانی اثر مدیریت را لمس می‌کند که پس از آن جلسات، تصمیم مشخصی اتخاذ، مسئول اجرای آن تعیین، زمان‌بندی اعلام و نتیجه به مردم گزارش شود.

حکایت «کلیددار و درِ بسته»

حکایتی قدیمی را نقل می‌کنند که مردی هر روز مقابل خانه‌ای می‌ایستاد و با خود می‌گفت: «من کلید این خانه را دارم.» مردم هم هر روز او را می‌دیدند و به داشتن چنین کلیدی تبریک می‌گفتند.

روزی از او پرسیدند: «پس چرا در را باز نمی‌کنی؟»

گفت: «همین که کلید دارم، کافی است!»

مشکل مدیریت نیز گاهی از همین جنس می‌شود؛ جلسه داریم، تصمیم داریم، مصوبه داریم و حتی عکس و خبر هم داریم، اما درِ مشکل همچنان بسته است.

البته این حکایت را نباید به معنای بی‌اهمیت بودن جلسات دانست. جلسه زمانی ارزشمند است که خروجی داشته باشد و تصمیم زمانی معنا پیدا می‌کند که در زندگی مردم اثر خود را نشان دهد.

مردم نتیجه می‌خواهند

امروز بخش قابل توجهی از مردم با دشواری‌های اقتصادی و معیشتی روبه‌رو هستند. در چنین شرایطی، انتظار شهروندان از مدیران این است که انرژی و امکانات موجود را بیش از گذشته صرف اولویت‌بندی مشکلات و یافتن راه‌حل‌های عملی کنند.

در حوزه‌هایی مانند ترافیک شهری، حمل‌ونقل، خدمات عمومی، ساماندهی معابر و حتی مسائل مرتبط با آموزش و پرورش، آنچه اهمیت دارد این نیست که چند نشست برگزار شده، بلکه این است که چه مسئله‌ای شناسایی شده، چه تصمیمی گرفته شده و چه مقدار از مشکل برطرف شده است.

مدیریت شهری موفق، مدیریتی نیست که صرفاً بیشتر دیده شود؛ مدیریتی است که بیشتر اثر بگذارد.

یک پیشنهاد ساده

شاید بد نباشد هر نشست و جلسه‌ای که درباره یک مشکل شهری برگزار می‌شود، با چند پرسش ساده همراه باشد: مشکل دقیقاً چیست؟ راهکار چیست؟ چه کسی مسئول اجرای آن است؟ منابع مورد نیاز از کجا تأمین می‌شود؟ زمان اجرای تصمیم چه موقع است؟ و مهم‌تر از همه، نتیجه کار چه زمانی به مردم اعلام خواهد شد؟

پاسخ روشن به همین پرسش‌ها می‌تواند فاصله میان «جلسه» و «حل مسئله» را کمتر کند.

مردم با مسئولان دشمنی ندارند و از دیدار و تعامل آنان نیز ناراضی نیستند؛ خواسته آنان روشن است: عکس یادگاری اگر در کنار اقدام و نتیجه باشد، خوب است؛ اما اگر جای اقدام را بگیرد، دیگر کافی نیست.

امروز بیش از هر زمان دیگری، شهروندان با دقت به عملکرد مدیران نگاه می‌کنند. آنان می‌خواهند بدانند خروجی جلسات چیست و تصمیم‌ها چه تغییری در زندگی روزمره آنان ایجاد کرده است.

در نهایت، آنچه در حافظه مردم می‌ماند، تعداد عکس‌های منتشرشده نیست؛ تعداد مشکلاتی است که واقعاً حل شده‌اند.

اشتراک‌گذاریایتاتلگرامواتساپایکس

اخبار مرتبط

نظرات (۰)