بوق قطارها شنیده میشود؛ سهم بافق از ثروت معدن کجاست؟
دهههاست بوق قطارهای حامل سنگآهن، سکوت کویر بافق را میشکند و ثروتی عظیم را روانه اقتصاد ملی میکند؛ اما این پرسش همچنان در ذهن شهروندان موج میزند که سهم واقعی زادگاه این ثروت از توسعه چیست؟ مرور تاریخچه سنگآهن مرکزی از مدیران پروازی تا مدیریت بومی، گویای تحولات است، اما مطالبات مردم امروز فراتر از آمار تولید رفته و تغییر کیفیت زندگی را طلب میکند.

مروری بر گذشته و امروز سنگآهن مرکزی و نگاهی به مطالبات شهروندان از ثروتی که سالها از دل کویر استخراج شده است
تاریخ سنگآهن مرکزی بافق را میتوان به دو دوره اصلی تقسیم کرد؛ دورهای که مدیران از مرکز برای اداره مجموعه منصوب میشدند و دورهای که مدیریت بومی نقش پررنگتری در تصمیمگیریها پیدا کرد.
دوره نخست تاریخ سنگ آهن مرکزی بافق
در دوره نخست، تمرکز اصلی بر تولید، اکتشاف و توسعه فعالیتهای معدنی بود. شاید در آن دوران توجه چندانی به آبادانی شهر بافق مشاهده نمیشد و ارتباط شرکت با جامعه محلی بیشتر در ایجاد اشتغال، خدمات بیمهای و درمانی برای کارکنان و خانوادههای آنان خلاصه میشد، اما نمیتوان از نقاط قوت آن دوره چشمپوشی کرد.
مدیریت منسجم، حضور نیروهای متخصص و پرتلاش، بهرهگیری از دانش و تجربه کارشناسان و متخصصان خارجی که نقش مهمی در شکلگیری ساختار فنی و آموزشی مجموعه داشتند، مطالعات گسترده زمینشناسی، شناسایی آنومالیهای معدنی، فعالیتهای اکتشافی و حفاری و همچنین عملکرد قابل توجه واحدهای فنی، آزمایشگاهی و آبشناسی از ویژگیهای شاخص آن دوره بود. بسیاری از زیرساختهای علمی و فنی که بعدها توسعه فعالیتهای معدنی را ممکن ساخت، در همان سالها شکل گرفت.
روابط عمومی نیز با وجود امکانات محدود و نیروی انسانی اندک، نقش مؤثری در اطلاعرسانی و ارتباطات سازمانی ایفا میکرد.
سنگآهن دیگر تنها یک مجموعه تولیدی نبود
اما با روی کار آمدن مدیران بومی، نگاه به شهر نیز تغییر کرد. سنگآهن دیگر تنها یک مجموعه تولیدی نبود و نقش آن در توسعه بافق پررنگتر شد. توسعه راهها، ساخت و بهسازی فضاهای درمانی، کمک به ورزش شهرستان، پرداخت عوارض قانونی به شهرداری و عوارض زیستمحیطی و مشارکت در برخی پروژههای عمرانی از جمله اقداماتی بود که پیوند میان شرکت و شهر را تقویت کرد.
حمایت از راهاندازی دانشگاه آزاد اسلامی بافق نیز از جمله اتفاقات مهم آن دوران به شمار میآید؛ اقدامی که با پیگیری مدیری توانمند و آیندهنگر همچون دکتر جواد تشکری بافقی به ثمر نشست و آثار و برکات آن همچنان در عرصه علمی، مدیریتی و توسعه شهرستان قابل مشاهده است.
در سالهای اخیر نیز حرکت های موفقی به سمت راهاندازی صنایع جوار معدنی، اجرای پروژههای فولادی، افزایش سرمایه، همکاری با شبکه بانکی، توسعه برخی فضاهای ورزشی و ایجاد فضاهای سبز در دستور کار قرار گرفت. همچنین تلاشهایی برای مشارکت بیشتر مردم در سهامداری شرکت صورت گرفت تا ارتباط میان ثروت معدنی و جامعه محلی تقویت شود.
در میان بخشهای مختلف این مجموعه، اداره بازنشستگی را نیز میتوان از واحدهای موفق و اثرگذار دانست. این اداره با مدیریت علیرضا زارع تلاش کرده است تا پیشکسوتان و بنیانگذاران معدن، پس از سالها خدمت، همچنان جایگاه و نقش خود را در مجموعه حفظ کنند. اجرای برنامههای متنوع برای بازنشستگان، بهرهگیری از تجربیات آنان، سرکشی و عیادت از بیماران و همچنین حمایت از افراد نیازمند، از جمله اقداماتی است که موجب شده این بخش از نگاه بسیاری از بازنشستگان و خانوادههای آنان مورد توجه و قدردانی قرار گیرد.
با این حال، امروز پرسشی جدی در افکار عمومی وجود دارد؛ پرسشی که نه از سر مخالفت با توسعه معدن، بلکه از دل مقایسه میان ظرفیتهای عظیم معدنی و وضعیت شهر شکل گرفته است.
صدای بوق قطارها
امروز حجم قابل توجهی از خروجی رسانهای شرکتها به برگزاری نشستها، بازدیدها، مراسمها و مناسبتها اختصاص دارد. شهروندان این اخبار را میبینند و میخوانند، اما همزمان هر روز صدای بوق قطارهایی را میشنوند که حامل سنگآهن بافق هستند و کامیونهایی را مشاهده میکنند که مواد معدنی و محصولات فرآوریشده را از این شهرستان خارج میکنند.
در همین نقطه است که یک پرسش اجتماعی شکل میگیرد.
از یک سو بافق بر روی یکی از ارزشمندترین ذخایر معدنی کشور قرار دارد و دهههاست نقش مهمی در اقتصاد ملی ایفا میکند و از سوی دیگر بخشی از شهروندان هنوز این پرسش را مطرح میکنند که سهم واقعی شهر از این ثروت عظیم چیست و چرا آثار آن باید بیش از گذشته در کیفیت زندگی مردم، سیمای شهری، زیرساختهای عمومی و آینده نسلهای بعدی نمایان شود.
شاید امروز مهمترین مطالبه مردم افزایش آمار تولید نباشد. شاید مهمترین مطالبه این باشد که توسعه معدن در زندگی روزمره مردم نیز دیده شود.
بافق سالهاست سهم خود را در تولید ثروت ملی ادا کرده است؛ اکنون این پرسش مطرح است که این ثروت تا چه اندازه توانسته چهره شهر، کیفیت زندگی شهروندان و چشمانداز آینده شهرستان را متحول کند؟
و این همان پرسشی است که هنوز با هر بوق قطاری که از دل کویر عبور میکند، در ذهن بسیاری از مردم بافق تکرار میشود.
جعفرزاده




