بازخوانی مسئولیت اجتماعی و مدیریتی در کانونهای معدنی سفرههای رنگین معادن و حق نادیدهگرفته کارگران
ثروت در دل سنگها نهفته است، اما آرامش در پرداخت بهموقع حقوق کارگران! در این نوشتار، به نقد رویکرد مدیریتی در معادن و تأکید بر نقش حیاتی حقوق و دستمزد در ایجاد توسعه پایدار پرداختهایم. بررسی اینکه چگونه غفلت از حقوق اولیه کارگران، میتواند پویایی اقتصادی و آرامش اجتماعی منطقه را با خطر مواجه کند

دکتر محمدحسین تشکری بافقی صاحبامتیاز و مدیرمسئول:
بازخوانی مسئولیت اجتماعی و مدیریتی در کانونهای معدنی سفرههای رنگین معادن و حق نادیدهگرفته کارگران
چرا توسعه پایدار و آرامش اقتصادی منطقه از گذرگاه پرداخت بهموقع و عادلانه حقوق کارگران میگذرد؟
موهبتی بیپایان در دل صخرهها
«در منطقهای که کوههایش آبستن ثروت و دشتهایش کانون توجه سرمایهگذاران داخلی و فرامرزی است، غفلت از حقوق اولیه و پرداخت بهموقع دستمزد کارگران معادن، نقض آشکار عدالت اجتماعی است. توسعه پایدار نه در عمق گودالهای استخراج، بلکه در میزان توجه مدیریت به معیشت و کرامت انسانی نانآورانی معنا پیدا میکند که نان را از دل سنگ بیرون میکشند.»
زمین سخاوتمند این دیار، گنجینهای بیپایان از ذخایر و ثروتهای پنهان در دل سنگها و خاک خود دارد. بر هیچ ناظر آگاهی پوشیده نیست که نعمتهای سرشار معدنی در این پهنه جغرافیایی، جلوهای روشن از الطاف و مشیت پروردگار است؛ نعماتی که شمارش و احصای آنها در توان قلم نیست و کلام وحی را در برابر دیدگان ما مجسم میسازد؛ آنجا که قرآن کریم با صراحت میفرماید:
«وَإِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ ا... لَا تُحْصُوهَا إِنَّ ا... لَغَفُورٌ رَحِيمٌ»
(و اگر نعمتهای خدا را بشمارید، هرگز نمیتوانید آنها را به شمار آورید؛ همانا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است . سوره نحل، آیه ۱۸)
از سنگآهن و عناصر ارزشمند صنعتی گرفته تا مواد معدنی راهبردی که شریان تولید کشور را تغذیه میکنند، همگی ودیعهای الهی برای این آبوخاک به شمار میروند؛ نعمتی بیبدیل که در صورت هدایت درست، میتواند ضامن رفاه عمومی، زدودن غبار محرومیت و استحکام اقتصاد ملی باشد.
«توسعه واقعی نه در حجم تناژ سنگهای استخراجشده، بلکه در لبخند رضایت و آسودگی معیشت کارگران تعریف میشود.»
ولع اکتشاف و هجوم سرمایهها
امروز در هر نقطهای از این اقلیم که گامی در مسیر توسعه و زیرساخت برداشته میشود، ردپای جستوجو و اشتیاق وافر برای بهرهبرداری به چشم میخورد. فعالان حوزه راهسازی و عمران بارها اذعان کردهاند که تقریباً هیچ طرحی در دل دشتها و کوههای این منطقه پیش نمیرود، مگر آنکه با گروههای متعدد معدنکاوی، حفاری و کاروانهای اکتشافی هممسیر شوند. کاروانهایی که دامنه حضورشان فراتر از مرزها رفته و پای سرمایهگذاران و کارشناسان خارجی از شبهقاره هند تا اقصینقاط جهان را به طمع سهمبری از این خوان گسترده به دل کویر کشانده است. بیتردید جذب سرمایه رویدادی مبارک است، اما پرسش بنیادین اینجاست که در این چرخه پرهیاهوی استخراج، جایگاه سرمایه انسانی بومی کجاست؟
فرسودگی عمر در اعماق غبارآلود
در پس این پوسته براق از درآمدهای ارزی و ارقام نجومی قراردادها، حقیقتی انسانی نهفته است. مردمان سختکوش این خطه نسلاندرنسل پیوند خود را با این سنگ و صخره حفظ کردهاند. جوانان و پدران خانواده، سالهای طلایی عمر و طراوت ریههای خود را در ژرفای تاریک و غبارآلود کارگاههای استخراج و کورههای فرآوری جا میگذارند تا چرخ اقتصاد این سرزمین بچرخد. کار در معدن یک پیشه اداری و عادی نیست؛ بلکه نبردی بیوقفه با خطر، فرسایش جسمی و اضطراب مداوم است. اگر دست لطف خداوند ثروتی در این خاک نهاده، بار سنگین تبدیل آن به شمش و فولاد را شادابی و سلامت این جامعه کارگری به دوش میکشد.
مسئولیت مدیران؛ فراتر از حرف و وعده
حال باید پرسید وظیفه مدیران، بهرهبرداران و متولیان اقتصادی در قبال این ایثار خاموش چیست؟ نخستین و بدیهیترین وظیفه مدیریت در بنگاههای معدنی، پاسداشت کرامت انسانی و صیانت از معیشت این بازوان توانمند است. پرداخت بهموقع، کامل و بدون تاخیر حقوق و دستمزد، یک «امتیاز مدیریتی» یا «لطف بلاعوض» نیست؛ حق مسلم و شرعی نانآورانی است که نان را از دل سنگ درمیآورند. تأخیر در پرداخت مطالبات کارگری، تنها به تعویق انداختن یک تعهد مالی ساده نیست، بلکه ایجاد زلزله در امنیت روانی و سبد غذایی صدها خانواده و بهتبع آن آسیب به سلامت اجتماعی کل شهر است.
سخن پایانی: ترازوی عدالت را میزان کنید
سرمایهگذاری در صورتی به رشد پایدار بدل خواهد شد که پیش از تقسیم سود و گسترش خطوط تولید، دغدغه سفره کارگر را مرتفع سازد. مدیران ارشد صنعتی و معدنی باید بدانند که بقای تولید و آرامش محیط کار، در گرو پاسداشت عرق جبین کارگر است. اگر قرار است برکت این معادن تداوم یابد، باید ترازوی عدالت اقتصادی دقیق تنظیم شود؛ چرا که هیچ ثروتی گوارا نخواهد بود اگر به بهای تلخکامی و شرمندگی نانآوران خانه تمام شود.




