نگاهی به ضرورت ثبت و معرفی مفاخر فرهنگی، ادبی و علمی بافق ستارههایی که نباید در تاریکی بمانند
بافق با وجود پرورش ستارگان پرشماری در عرصه فرهنگ، ادب و علم، هنوز از داشتن اثری جامع، مستند و ماندگار درباره مفاخر خود محروم است؛ ضرورت ثبت تاریخ شفاهی و پژوهش عمیق درباره بزرگانی چون وحشی بافقی، امروز بیش از هر زمان دیگری احساس میشود.

دکتر محمدحسین تشکری بافقی صاحبامتیاز و مدیرمسئول:
نگاهی به ضرورت ثبت و معرفی مفاخر
فرهنگی، ادبی و علمی بافق
ستارههایی که نباید
در تاریکی بمانند
بافق سرزمین مفاخری است که هر یک بخشی از هویت فرهنگی، ادبی، علمی و اجتماعی این دیار را ساختهاند؛ اما بسیاری از زوایای زندگی، اندیشه و آثار این بزرگان هنوز آنگونه که شایسته است ثبت و معرفی نشده است. در این میان، خطر فراموشی روایتهای شفاهی و از دست رفتن خاطرات نسلهای گذشته، ضرورت انجام یک کار پژوهشی منسجم و ماندگار درباره مفاخر بافق را دوچندان کرده است؛ کاری که میتواند نام بزرگانی چون وحشی بافقی و دیگر چهرههای برجسته این دیار را از حافظه تاریخی به نسلهای آینده منتقل کند.
داستانک:
پیرمرد، دست کودک را گرفت و رو به آسمان گفت: «آن ستاره را میبینی؟»
کودک سرش را بالا گرفت و پرسید: «کدام؟»
پیرمرد لبخندی زد و گفت: «همانی که اگر خوب نگاه کنی، راه را نشانت میدهد.»
شاید شهرها نیز ستارههایی داشته باشند؛ آدمهایی که سالها پیش زیستهاند، رنج کشیدهاند، اندیشیدهاند و اثری از خود برجای گذاشتهاند تا امروز چراغ راه دیگران باشند. بافق نیز از این ستارهها کم ندارد؛ اما پرسش اینجاست که آیا ما به اندازه کافی آنها را دیدهایم؟
بافق؛ سرزمین ستارههای فرهنگ و اندیشه
بافق به داشتن مفاخر بزرگی مفتخر است؛ مردان و زنانی که برای اعتلای این آب و خاک رنجها کشیدند و زحمات بسیاری متحمل شدند تا نام و خدمت آنان بهعنوان خادمان فرهنگ، ادب، علم و اندیشه این سرزمین ثبت و ضبط شود.
اگرچه تاکنون آثار ارزشمند و قابل تقدیری درباره برخی از این شخصیتها منتشر شده است، اما هنوز جای یک اثر یا مجموعهای فاخر، جامع و مستند که بتواند حق مطلب را درباره مفاخر بافق به شایستگی ادا کند، خالی است.
شناخت یک مفخر تنها دانستن نام و چند سطر از زندگی او نیست؛ باید دانست در چه زمانهای زیسته، چه اندیشیده، چه آثاری بر جای گذاشته و چه تأثیری بر جامعه خود داشته است.
تاریخ شفاهی؛ میراثی که ممکن است از دست برود
در برخی آثار موجود درباره بزرگان بافق، بخشی از منابع بر پایه تاریخ شفاهی استوار شده است؛ موضوعی که در عین ارزشمندی، نیازمند توجه جدیتر است.
تاریخ شفاهی، حافظه زنده یک جامعه است؛ اما این حافظه همیشگی نیست. راویان از میان میروند، خاطرات فراموش میشوند و روایتهایی که سالها سینهبهسینه منتقل شدهاند، ممکن است برای همیشه از دسترس خارج شوند.
از این رو، ثبت تاریخ شفاهی بافق باید جدی گرفته شود؛ البته با گردآوری، تطبیق، بررسی و مستندسازی علمی آن در کنار اسناد مکتوب.
جای یک اثر ماندگار خالی است
در این میان، تدوین اثری تحقیقی، منسجم و جامع درباره شخصیتهای بزرگ بافق ضرورتی جدی به نظر میرسد؛ اثری که بتواند مفاخر این دیار را در حوزههای مختلف فرهنگی، ادبی، علمی و دینی معرفی کند.
چنین کاری نیازمند همکاری پژوهشگران، نویسندگان، اهالی فرهنگ و ادب، خانوادههای مفاخر و نهادهای فرهنگی است. حمایت مسئولان فرهنگی شهرستان و نقشآفرینی کانون بافقشناسی نیز میتواند زمینه آغاز چنین حرکتی را فراهم کند.
بافق برای معرفی تاریخ و مفاخر خود نباید تنها به مناسبتها بسنده کند؛ شناخت مفاخر باید به یک جریان مستمر فرهنگی تبدیل شود.
وحشی بافقی؛ ستارهای که هنوز باید بیشتر شناخته شود
در میان نامهای بزرگ بافق، وحشی بافقی جایگاهی ویژه دارد؛ شاعری که نامش از مرزهای این شهر عبور کرده و در تاریخ ادبیات ایران جای گرفته است. با این حال، درباره زندگی، زمانه و اندیشه او همچنان جای پژوهش و بررسی بیشتر وجود دارد.
تلاش اهالی فرهنگ و ادب برای معرفی هرچه بیشتر وحشی بافقی و بلندآوازهتر کردن نام او، ارزشمند است؛ اما معرفی وحشی نباید تنها به برگزاری مراسم و تکرار نام او محدود شود. باید نسل امروز را با شعر، اندیشه و جهان فکری او آشنا کرد.
کودکان بافق باید بزرگان شهرشان را بشناسند
وحشی بافقی تنها نام بزرگ این دیار نیست. بافق در دامان خود شخصیتهایی چون آیتا... حاج شیخ محمدتقی بافقی، ملااسدا... قائمی و بسیاری دیگر را پرورش داده است.
نسل امروز باید بداند که این شهر، پیش از آنان نیز بزرگانی داشته است؛ انسانهایی که برای علم، فرهنگ، دین، ادب و اعتلای جامعه تلاش کردهاند.
شناساندن این مفاخر به کودکان و نوجوانان، فقط بازگویی تاریخ نیست؛ بلکه ساختن بخشی از هویت آینده آنان است.
سخن آخر؛ ستاره، راه را نشان میدهد
ستاره، ستاره است؛ حتی اگر ابری در آسمان باشد و چشمها نتوانند نورش را ببینند. مفاخر یک سرزمین نیز چنیناند. ممکن است سالها از زمان زندگی آنان گذشته باشد، اما آثار و اندیشهشان همچنان میتواند روشناییبخش نسلهای بعد باشد.
وحشی بافقی یکی از همین ستارههای پرنور آسمان ادب ایرانزمین است؛ اما مسئولیت ما تنها افتخار کردن به نام او نیست. باید او را شناخت، درباره او پژوهش کرد واندیشه و آثارش را به نسل امروز شناساند.
بافق، ستارههای زیادی دارد؛ اکنون نوبت مااست که آنها را از پشت غبار فراموشی بیرون آوریم و به نسل آینده نشان دهیم.




