حقوق بالا و اجاره خانه کم باشد
داغیِ بازار مسکن و چالشهای این روزهای اجارهنشینی، بهانهای شده تا ممل و اقاتقی زیر آفتاب سوزان آبادی، از توقعات عجیب مستأجران، تورم و حسابوکتابهای پرماجرای کرورها گپ بزنند؛ نگاهی طنزآمیز به معضلی که این روزها داغ دل خیلیهاست.

آفتاب سوزان آبادی، ذهن آدم را کور میکند! از بس که این روزها تند و تیز شده، رحم به صغیر و کبیر ندارد! مردم هم تا جایی که بتوانند سعی میکنند از گرما بیرون نیایند و اگر هم کاری داشته باشند، میگذارند برای شب؛ وقتی که هوا کمی خنکتر شده و میشود نفسی کشید!
ممل فرد ساده دل آبادی، گفت:آهان! پس بیخود نیست شبها خودروهای مختلف را در معابر و برزنها میبینیم! حتماً مستأجرهایی هستند که دنبال خانه میگردند!
اقاتقی، مرد همه چیزدان آبادی، گفت:چقدر درست میگویی! اتفاقاً برای خانه یکی از آشنایان تا حالا پنجاه تا مشتری آمده، اما هر کدام یک عیب و ایرادی میگیرند و میروند! یکی میگوید خانه کوچک است، یکی میگوید قدیمی است، یکی میگوید پارکینگ ندارد و یکی هم لابد دنبال خانهای است که هم حیاط داشته باشد، هم آسانسور، هم استخر و هم قیمتش مال بیست سال پیش باشد!
ممل گفت:خب، بالاخره خانه خوب و ارزان پیدا نمیشود!
اقاتقی، آهی کشید و گفت:آخرش معلوم شد همه دنبال خانههایی با اجاره حدود پنج میلیون کرور هستند! این هم در آبادی، با این تورم و گرانی، به این راحتی پیدا نمیشود.
بعد انگشتی به نشانه تعجب داخل دهان گذاشت و با چشمانی گرد شده گفت:عجب روزگاری شده! حقوق بعضیهایشان بالای پنجاه کرور است، اما برای اجاره خانه دنبال پنج کرور میگردند!
ممل گفت:شاید پنجاه کرور حقوق میگیرند، اما پنجاه کرورشان را برای روز مبادا کنار گذاشتهاند!
اقاتقی پرسید:
ـ چه روز مبادایی؟
ممل جواب داد:همان روزی که صاحبخانه اجاره را از پنج کرور به شش کرور افزایش بدهد!
اقاتقی سری تکان داد و گفت:پس معلوم شد مشکل مسکن فقط کمبود خانه نیست؛ بعضی وقتها مشکل، زیادیِ توقع و کمیِ کرور است!
ممل خندید و گفت:نه داداش! مشکل اصلی این است که آفتاب آبادی آنقدر تند شده که ظاهراً حساب و کتاب کرورها را سوزانده است




