گاهی چه مزه دارد قانون رعایت نشود!
در آبادی معدنآباد، حکم تازه دارالتعلیم برای شهریه پلکانی مکتبخانهها خبرساز شد؛ وکیلالرعایا وعده داد اگر فقط یک خانواده اعتراض کند تا آخر پیگیری میکند، اما با وجود نارضایتی همگانی، هنوز آن «یک خانواده» پیدا نشده و همه منتظرند دیگری نفر اول باشد!

در آبادی معدنآباد، رئیس دارالتعلیم ناگهان حکمی صادر کرد که از این پس هر کودکی که بخواهد در سطوح مختلف به مکتبخانه برود، باید متناسب با گروه معیشتی خانوادهاش شهریه بپردازد!
حکم، چنان با سرعت و اقتدار نوشته و بخشنامه شد که هنوز مرکب آن خشک نشده بود، نسخهاش به تمام مکتبخانههای آبادی رسید!
اما در این میان، وکیلالرعایا که از این تصمیم سخت نگران و البته اندکی هم عصبانی شده بود، گفت: «این دیگر چه حکمی است؟ مگر قانون برای تزئین دیوارها نوشته شده؟!»
وی که بهزعم خودش دلش برای رعایت قانون و حق اهالی آبادی میسوخت، صلای عمومی درداد که:
«اگر فقط یک خانواده، بله، فقط یک خانواده پیدا شود و به این موضوع اعتراض کند، بنده شخصاً وارد میدان شده و موضوع را تا آخر پیگیری خواهم کرد!»
اهالی معدنآباد که این سخنان را شنیدند، نگاهی به یکدیگر انداختند.
یکی گفت: «خب، پس یکی باید اعتراض کند.»
دیگری گفت: «بله، حتماً باید اعتراض شود.»
سومی هم سری تکان داد و گفت: «بالاخره قانون، قانون است!»
اما نکته جالب اینجاست که تاکنون، با وجود این همه اهالی و این همه خانواده، آن یک خانواده تاریخی و شجاع هنوز پیدا نشده است!
حالا اهالی آبادی هر روز همدیگر را زیر نظر دارند تا ببینند چه کسی قرار است نفر اول باشد؛ همان کسی که قدم پیش بگذارد، اعتراض کند و بگوید: «آقا! این تصمیم با قانون سازگار نیست.»
البته ظاهراً همه منتظرند اول دیگری اعتراض کند!
پدر خانواده به همسرش میگوید: «تو اعتراض کن، من پشتت هستم.»
همسر میگوید: «نه، بهتر است همسایه اعتراض کند، ما هم حمایت میکنیم.»
همسایه هم احتمالاً همین حرف را به همسایه دیگر میزند!
و اینگونه است که در معدنآباد، همه طرفدار رعایت قانوناند، اما فعلاً هیچکس نمیخواهد اولین نفر باشد!
راوی حکایت میگوید:
گاهی چه مزه دارد قانون رعایت نشود؛ مخصوصاً وقتی همه از رعایت نشدنش ناراضی باشند، اما هرکس منتظر باشد دیگری اول اعتراض کند!
شاید حکایت معدنآباد یک نکته کوچک اما مهم داشته باشد: حق، وقتی فقط در دلها محترم باشد و در زبان کسی جاری نشود، چندان راه به جایی نمیبرد.
البته وکیلالرعایا همچنان منتظر همان «یک خانواده» است.
اهالی هم همچنان منتظرند ببینند آن «یک خانواده» چه کسی خواهد بود!
و دارالتعلیم هم لابد منتظر است ببیند بالاخره چه کسی اول از همه زبان به اعتراض میگشاید!
فعلاً همه منتظرند…




