دو شرکت معدنی دو باشگاه، دو سرنوشت
در یادداشتی انتقادی با مقایسه مسیر ورزشی چادرملو و سنگآهن، این پرسش مطرح شد که چرا حاصل سرمایهگذاریهای ورزشی دو مجموعه معدنی همسایه تا این اندازه متفاوت است؛ تفاوتی که به باور نگارنده ریشه در پول و امکانات ندارد، بلکه در نوع نگاه به ورزش، چشمانداز روشن و مدیریت نتیجهمحور است.

مسئله پول و امکانات نیست؛ چرا خروجی ورزشی چادرملو و سنگآهن تا این اندازه متفاوت است؟
سالها پیش، شرکت سنگآهن در شکلگیری معدنی نقش اساسی داشت که امروز نام چادرملو را بر خود دارد؛ اما حالا در عرصه ورزش، این چادرملو است که به نمادی از موفقیت تبدیل شده و این پرسش را پیش روی جامعه ورزشی بافق قرار داده است که چرا مسیر این دو مجموعه تا این اندازه از یکدیگر فاصله گرفته است؟
نگارنده به عنوان کسی که هم سابقه کار و ورزش در چادرملو داشته و هم سالها در ورزش سنگآهن حضور داشته و از نزدیک بعنوان فعال رسانه ای شاهد فراز و فرودهای آن بوده است، این پرسش را نه از سر رقابت، بلکه از موضع یک دلسوز ورزش مطرح میکند؛ چرا امروز حاصل سرمایهگذاریهای ورزشی دو مجموعهای که روزگاری مسیر مشترکی را آغاز کردند، تا این اندازه متفاوت به نظر میرسد؟
مسئله، کمبود امکانات یا منابع مالی نیست. اتفاقاً هر دو مجموعه در مقاطع مختلف از ظرفیتهایی برخوردار بودهاند که کمتر شهری در کشور از آن بهرهمند بوده است. تفاوت را باید در نوع نگاه جستوجو کرد؛ نگاهی که ورزش را یک سرمایهگذاری بلندمدت برای ساختن هویت، اعتبار و نشاط اجتماعی میبیند، نه صرفاً یک هزینه.
چادرملو توانست با برنامهریزی، هدفگذاری و تمرکز بر مأموریت ورزشی خود، نام اردکان را در سطح فوتبال کشور مطرح کند. امروز بسیاری از مردم، اردکان را با نام چادرملو و موفقیتهای ورزشی آن میشناسند. این اتفاق یکشبه رخ نداده، بلکه نتیجه سالها حرکت در یک مسیر مشخص بوده است.
در مقابل، بسیاری از پیشکسوتان ورزش بافق هنوز از دوران طلایی ورزش سنگآهن یاد میکنند؛ دورانی که حتی خبری از ساختار گسترده باشگاهی امروز نبود و امور ورزشی با امکاناتی به مراتب کمتر، اما با تمرکز بیشتر بر اصل ورزش اداره میشد. تیمها هویت داشتند، استعدادها دیده میشدند، جامعه ورزشی احساس تعلق میکرد و نتیجه تلاشها در میادین ورزشی قابل مشاهده بود.
همین موضوع یک سؤال اساسی را پیش روی افکار عمومی قرار میدهد؛ اگر در گذشته با امکانات کمتر، رضایت بیشتری وجود داشت، چرا امروز با امکانات بیشتر، بودجههای بالاتر و ساختار بزرگتر، این رضایت کمتر به چشم میآید؟
مردم بافق بیش از آنکه به آمار جلسات، عناوین اداری و گزارشهای مدیریتی توجه کنند، به دنبال خروجی هستند. خروجی در زمین فوتبال، در ورزش پایه، در استعدادیابی، در پرورش قهرمانان، در ایجاد شور و نشاط اجتماعی و در ساختن برند ورزشی برای شهر معنا پیدا میکند.
این یادداشت قصد تخریب هیچ فرد و هیچ مدیری را ندارد. مدیران میآیند و میروند، اما آنچه باقی میماند، نوع نگرش به ورزش است. مقایسه چادرملو و سنگآهن در حقیقت مقایسه دو باشگاه نیست؛ مقایسه دو نوع نگرش و دو شیوه مدیریت در بهرهگیری از ظرفیتهای ورزش است.
شاید وقت آن رسیده باشد که یک بار دیگر این پرسش صادقانه مطرح شود: چرا حاصل سرمایهگذاریهای ورزشی دو مجموعه معدنی همسایه تا این اندازه متفاوت به نظر میرسد؟
مشکل ورزش بافق کمبود پول، امکانات و سابقه نیست؛ آنچه بیش از هر چیز احساس میشود، نیاز به یک چشمانداز روشن، مدیریت نتیجهمحور و بازگشت به همان نگاه ورزشمحور سالهای موفق گذشته است.
جعفرزاده|




