اجتماعی

اگر بیکاری نیست، این حجم اعتیاد از کجاست؟

زینب میرعلمیزمان مطالعه: ۲ دقیقهبافق
اشتراک‌گذاریایتاتلگرامواتساپایکس

در روزهایی که بازتاب کار بیش از خود کار دیده می‌شود، دستگیری حدود ۵۰ معتاد در یک ماه در بافق تقریباً بی‌صدا گذشت؛ تضادی که فاصله میان گزارش‌های رسمی درباره بیکاری و واقعیت کف شهر را آشکار می‌کند، در حالی که کار واقعی همچنان بی‌هیاهو در دستان بانوان کارآفرین جریان دارد.

اگر بیکاری نیست، این حجم اعتیاد از کجاست؟

در شهری که گاه نمایش بر مسئولیت سایه انداخته است، کار واقعی همچنان در دستان بانوان جریان دارد.

در این میان برخی از مسئولان بیش از آن‌که بر حل مسائل تمرکز کنند در پی دیده شدن هستند..

در بافق این روزها بیش از آن‌که «کار» دیده شود، بازتاب کار دیده می‌شود.

بخشی از فعالیت‌های رسانه‌ای مدیران به دیدارها، نشست‌ها، و مراسم اختصاص دارد؛

ساختار ورزش بافق نیز در بی‌برنامگی گرفتار شده و نمی‌داند چه می‌خواهد؛ و شهری که در آن گاه حاشیه‌های رسانه‌ای پررنگ‌تر از پرداختن به مسائل اصلی به چشم می‌آید. و برخی گمان می‌کنند با بنرهای چندمتری می‌توانند چهره شهر را به سلیقه و اهداف خود شکل دهند.

در همین روزها، خبر مهمی تقریباً بی‌صدا گذشت: دستگیری حدود ۵۰ معتاد فقط در یک ماه.

نه تحلیل جدی، نه پرسش، نه واکنش.

انگار این افراد از شهری دیگر آمده‌اند، نه از همین بافق.

این سکوت، وقتی کنار سخنان اداره کار قرار می‌گیرد که تأکید می‌کنند «در بافق بیکار وجود ندارد» و حتی بانوان بیکار را «در حال جست‌وجوی شغل دلخواه» معرفی می‌کنند، تضاد را روشن‌تر می‌کند.

اگر طبق گفته مسئولان، بیکاری در بافق وجود ندارد و یکی از مهم‌ترین دلایل گرایش به اعتیاد عملاً حذف شده، پس علت این حجم از اعتیاد چیست؟

این پرسش، فاصله میان گزارش‌های رسمی و واقعیت کف شهر را آشکار می‌کند.

در حوزه ورزش نیز همین وضعیت دیده می‌شود.

به عنوان مثال برای دوم‌ شدن یک‌تیم مچ‌اندازی پیام‌های ‌ تبریک متعددی منتشر شد؛

اما وقتی ورزش بافق همچنان با برخی چالش ها و در بحران ساختاری به سر می‌برد،

این تبریک‌ها بیش از آن‌که بیانگر یک دستاورد ماندگار باشد، نشانه خلأ برنامه‌ریزی و نبود نگاه بلندمدت در ورزش است.

این وضعیت را اگر کنار گذشته بگذاریم، تفاوت‌ها روشن‌تر می‌شود.

زمانی که التهاب و سیاست‌زدگی در بافق نبود، دیدن یک معتاد برای مردم عجیب بود.

نسل‌های دهه ۶۰ و قبل‌تر ستون فعالیت‌های اجتماعی و کارآفرینی بودند و هنوز هم هستند.

نسل جدید اما در بحران فرو رفته و نتوانسته جایگزین آن نسل شود؛ نه در ورزش، نه در کار و نه در فعالیت اجتماعی.

برای بازدید از چند کارآفرین، وارد محیط کارشان شدیم؛

جایی که کار واقعی، بی‌هیاهو و بی‌ادعا جریان داشت.

در یک حیاط، زنان میان‌سال بافقی دور تا دور نشسته بودند و حصیربافی می‌کردند.

در مکانی دیگر، گروهی از بانوان مشغول خیاطی حرفه‌ای بودند.

بی‌سروصدا، بی‌ادعا، اما کار واقعی همین‌جاست.

در شهری که برخی درگیر دیده‌شدن هستند، این زنان هستند که بی‌هیاهو اما مؤثر، شهر را زنده نگه داشته‌اند.

شاید پاسخ بخشی از مشکلات امروز را باید در همین دستان پرتلاش و بی‌ادعایی جست‌وجو کرد که همچنان برای تولید، کارآفرینی و آینده شهر تلاش می‌کنند.

جعفرزاده|

اشتراک‌گذاریایتاتلگرامواتساپایکس

اخبار مرتبط

نظرات (۰)