کتاب و ادبیات
-
-
ناگهان زیر نقاب غصه ها پنهان شدم
جرعه جرعه از غمت آشفته و ویران شدم قطره قطره بغض کرده ناگهان باران شدم چکه چکه روی گندمزار گیسوی…
بیشتر بخوانید » -
حال و روز دل من بند به زنجیر دلت
غم و اندوه جهان ، جان مرا می بلعد بغض جانسوز زمان ،جان مرا می بلعد دل ِ بی تاب…
بیشتر بخوانید » -
-
شمع
کارم امشب با شهیدی بس نجیب افتاده است او به خرم شهر, خونینی غریب افتاده است نام او کاظم که…
بیشتر بخوانید » -
غم پاییز را می سراید…
آه سرزمین بیدار من دست کدامین تقدیر تو را به تبعیدی ناخواسته محکوم نموده است عطر خنده های نجیبت سر…
بیشتر بخوانید » -
شِکوه های دل شبی مهرسکوتم را شکست
نوبهاران شد خزان وقتی گل گلزار نیست روی بوم خاطرم آن ماه بی تکرار نیست بعد از او گشته جهانم…
بیشتر بخوانید » -
-
متل ها
رفتم به باغ پسّه علی قلی خان نشسته سنگی زدم به گوشش گوشواره های گوشش همش رخ رو دوشش گفت…
بیشتر بخوانید » -
باغ کاکا
مَتَل در فرهنگ ها به معنی قصه کوتاه، حرف موهوم و مَثل متداول آمده است. همچنین آنرا قصه های موزونی…
بیشتر بخوانید »