
«لَئِن شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ»
منت خدای را عزّوجل که طاعتش موجب قربت است و به شکرش اندرش مزید نعمت؛ هر نفسی که فرو میرود ممدّ حیات است و چون برمیآید مفرّح ذات. سعدی شیرازی، شیخالرحمه، در دیباچهی گلستان، پیش از هر سخن، انسان را به شکرگزاری فرا میخواند؛ زیرا شکر، نه صرفاً ستایش نعمت، بلکه سبب فزونی آن است. این حقیقت، همان قاعدهای است که قرآن کریم نیز بر آن تأکید میکند.
برای مردمان این دیار کویری، شکر نعمت باران مفهومی عمیق دارد. سالیان متمادی است که خشکسالی، از قناتهای خشکیدهی بافق و روستاهایش تا زمینهای تشنهی مناطق جنوبی استان کرمان و …، تجربه شده و امسال بیش از پیش احساس گردید. کاهش منابع زیرزمینی و گزارشهای نگرانکننده از خالی شدن سدها، کمآبی را به دغدغهای همیشگی بدل کرده بود. اکنون، بار دیگر باران بر زمینهای ترکخورده باریده و روح زندگی را به رودخانهها و مزارع بازگردانده است. امید آن که این نعمت تداوم داشته باشد.
از در بخشندگی و بندهنوازی
مرغ هوا را نصیب و ماهی دریا
باران، همواره مایهی برکت برای گیاهان، جانوران و انسان بوده است. با این حال، گاه، جاری شدن سیل در بندرعباس یا روستاهای بافق، خسارتهایی به بار میآورد. سیل، به خودی خود خطری ندارد؛ آنچه ویرانگر میشود، غفلت انسان و بیتوجهی به مسیر طبیعی آب است. ساختوساز در بستر رودخانهها و بیتوجهی به مسیرها، همان چیزی است که ضربالمثل قدیمی هشدار میدهد: «در مسیر سیل خانه بنا مکن.»
در روایات نیز، سیل و آتش به «اخرس و اصم» تعبیر شدهاند؛ نیروهایی بیزبان و بیگوش که اگر مهار نشوند، همهچیز را در بر میگیرند. بنابراین، شکر نعمت باران، تنها به زبان محدود نمیشود؛ شکر واقعی، در زندگی اجتماعی، به تدبیر، پیشبینی و مسئولیتپذیری معنا میشود.
باران رحمت الهی است و باریدن آن موجب شادی همهی موجودات عالم میشود؛ چرا که «وَ جَعَلنا مِنَ الماءِ كُلَّ شَیءٍ حَيّ». شایسته است هم شاکر این نعمت باشیم و هم خردمندانه، خود را برای مهار پیامدهای احتمالی آن مهیا کنیم. باران، هرچند گاه با سیل همراه باشد، در ذات خود رحمت است؛ رحمت آنگاه پایدار خواهد ماند که ما با آگاهی و تدبیر، سهم خود را در حفاظت از زمین و زندگی هممیهنان بجا بیاوریم.


